خانه » شمسی » آذر » ضرورت عقلی وحدت حوزه و دانشگاه
ضرورت عقلی وحدت حوزه و دانشگاه

ضرورت عقلی وحدت حوزه و دانشگاه

شکی نیست که، حوزه و دانشگاه، به منزله دو بال برای پرواز یکدیگر و در حکم مکمل همدیگرند. در واقع، هیچ یک از این دو بدون دیگری، نه توان پرواز خواهد داشت و نه کامل خواهد بود. این نیازمندی این دو به یکدیگر، خود، دلیلی عقلی بر ضرورت وحدت میان این دو است.
ضمن اینکه در عصر حاضر، کارکردهای ویژه هر کدام از حوزه و دانشگاه، تا آنجا آشکار است که نمی توان  آن را انکار کرد. در این میان نیز اقدام هر یک از این دو، بر نفی کارکردهای یکدیگر و جایگاه علمی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی همدیگر، به معنای «خودمحوری» و «تحمل نکردن رقیب» خواهد بود که بدون شک، این گونه موضع گیری  موجب کاهش جایگاه اجتماعی و سبب انزوای آن ـ دست کم در دل ها ـ خواهد بود. بر اساس این دلیل عقلی نیز حوزه و دانشگاه، نیازمند وحدت، هم دلی و انسجام با یکدیگر هستنند.
دلیل عقلی دیگر در این باره آن است که «شاید نتوان از میزان تأثیر هم گرایی یا ناهم گرایی و پیوست یا گسست دو نهاد علمی و معرفتی حوزه و دانشگاه در مقوله های اجتماعی و سیاسی، برآورد کامل و دقیقی ارائه [داد] ، ولی می توان بر این امر توافق داشت که در میان گسست های اجتماعی که البته میان آنها نوعی تعامل و ارتباط برقرار است، گسست نخبگان ـ یعنی حوزویان و دانشگاهیان ـ از اهمیت و حساسیت بیشتری برخوردار است، همان گونه که پیوستگی و همراهی آنها نیز نقش و کارکرد اجتماعی بیشتری خواهد داشت.
در کشور ما با هر دیدی که به مقوله گسست و پیوست نخبگان اجتماعی نگریسته شود، به هیچ  وجه نمی توان از اهتمام به آن و تأمل در آن غفلت ورزید. این گسست و پیوست، یکی از شاخصه ها و مؤلفه های اصلی سلامت و بیماری جامعه و راز پیشرفت و عقب ماندگی در سطح کلان است.
 این نکته ای است که همه ما بر آن وفاق داریم و تحقیقات به عمل آمده در این زمینه و تحولات سیاسی ـ اجتماعی هم مؤید آن است.
پژوهش ها و [تجربه ها] در این زمینه تا امروز، [آشکارا] نشان می دهد که تحولات تاریخی، اجتماعی و سیاسی در طول تاریخ این مرز و بوم، عمیقاً متأثر از پیوست و گسست نخبگان اجتماعی ـ و به طور خاص، حوزویان و دانشگاهیان ـ بوده است.
نهضت مشروطه، نهضت ملی نفت و از همه مهم تر، انقلاب شکوهمند اسلامی ایران، نمونه هایی از مؤیدات این نظریه هستند. بنابراین، وحدت و هم گرایی حوزه و دانشگاه، مقوله ای راهبردی و استراتژیک برای کشور است.
نکته دیگر درباره دلیل عقلانی بر ضرورت وحدت میان حوزه و دانشگاه، اینکه بحث درباره وحدت و تعامل یا هم گرایی و پیوست دانشگاه و حوزه، پیش از  آنکه وظیفه نخبگان و دل سوزی این دو نهاد علمی و معرفتی باشد، حقی برای کل جامعه است.
 به بیان دیگر، جامعه حق دارد از نخبگانش وحدت و هم گرایی مطالبه کند؛ زیرا تأثیری که این پیوست و گسست به لحاظ سلامت و ناهنجاری اجتماعی و رشد و انحطاط جامعه دارد، سرانجام نصیب عموم افراد جامعه خواهد شد.
بر همین اساس، تعامل و ارتباط هماهنگ و کارآمد و مؤثر حوزه و دانشگاه، مقوله ای نیست که از سر تفنن به آن پرداخته شود، بلکه باید به عنوان حق جامعه و مسئله ای استراتژیک به آن نگریست و در مورد آن اندیشید»

 

درباره‌ی صراط

cloobDonbalerLinkPadTwitterFacebookyahoo

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد