خانه » قمری » رجب » نظام ارزشی در نگاه امیرالمومنین
نظام ارزشی در نگاه امیرالمومنین

نظام ارزشی در نگاه امیرالمومنین

رابطه نظام ارزشی در یک جامعه با افراد موجود در ان جامعه

بِأَرض عالِمُها مُلْجَمٌ وَ جاهِلُها مُکْرَمٌ

مسأله مهمّى که در سرنوشت جامعه هاى بشرى تأثير قطعى دارد و بسيارى از آن غافلند، مسأله نظام ارزش گذارى در جامعه است.
توضيح اين که مسير حرکت هر جامعه، به سوى ارزشهايى است که در آن جامعه به عنوان ارزش والا شناخته شده است، حال اگر ضدّ ارزش ها به دلايلى جاى ارزشها را بگيرند، حرکت عمومى جامعه به سوى ضدّ ارزشها طبيعى خواهد بود.

اين که مى گوييم حرکت عمومى، منظور حرکت غالب افراد جامعه است که مانند برگه هايى بر صفحه اين رودخانه عظيم همسو و همراه آن در حرکتند، وگرنه هميشه در هر جامعه اى افرادي مؤمن و قدرتمند از نظر روح و تفکّر بوده و هستند که در برابر جريانهاى فاسد مقاومت کرده و گاه حتّى مسير آن را تغيير مى دهند.
بنابر آنچه گفته شد، اگر ارزش والا در جامعه اى پول و ثروت باشد، طبيعى است که بسيارى از افراد به آن سو حرکت کنند و بدون محاسبه حلال و حرام آن را به چنگ آورند.
اصولا انسان طالب شخصيت است و براى تحصيل آن تلاش و کوشش مى کند، حال هرگاه نظام ارزشى جامعه شخصيتِ کاذب و دروغينى را به او تحميل کرد به دنبال همان مى رود.

غالب جوانان، جوياى نامند و قهرمانان را دوست دارند. اگر قهرمانان جامعه فى المثل، هنرپيشه ها و ورزشکاران باشند، جاى تعجب نيست که جوانان در همه چيز، حتّى لباس و قيافه و طرز راه رفتن، از آنها تقليد کنند و اگر عالمان و دانشمندان از همه محترمتر باشند، سيل جمعيّت به سوى علم و دانش حرکت مى کنند.

داستان مشهورى از عالم بزرگوار، شيخ بهايى نقل شده که بنا بود در برابر خدمات بزرگ علمى و عمرانى، از طرف شاه عباس صفوي، جوايزى در خور شأن او داده شود و او جايزه خود را به اين مصالحه کرد که بر مَرکَبِ مخصوص شاه بنشيند و شاه در رکاب او پياده حرکت کند و چند کوچه و خيابان را در مقابل چشمان مردم طى کنند. در حقيقت او مى خواست به مردم ثابت کند که نظام ارزشى بر محور علم و دانش مى گردد. مى گويند که با اين حرکت، رجوع جوانان و دانش طلبان به مدارس بسيار بيش از قبل شد.
نظام ارزشى جامعه جاهلىِ قبل از اسلام ـ که به مصداق بِأَرض عالِمُها مُلْجَمٌ وَ جاهِلُها مُکْرَمٌ (در سرزمينى مى زيستند که دانشمندش، به اجبار لب فروبسته بود و جاهلش گرامى و حاکم بر جامعه بود)(۱).
قهرمانانى مانند ابوسفيان ها و ابوجهل ها پرورش مى داد، امّا هنگامى که محور ارزشها به حکم اسلام و قرآن تقوا شد و شعار إِنَّ اَکْرَمَکُمْ عِنْدَاللهِ أَتْقاکُمْ همه جا را فرا گرفت آن قهرمانان کاذب مانند يخ در تابستان آب شدند و جاى خود را به ابوذرها دادند.
متأسّفانه بر اثر کارهاى غلطى که در عصر خلفا انجام گرفت، اين نظام ارزشى پاکِ اسلامى رنگ باخت و ارزشهاى جاهلى از نو مطرح شد. و عمروعاص ها و ابوموسى اشعرى ها به جاى مالک اشترها و ابوذرها و عمار ياسرها نشستند و اين همان است که امام (عليه السلام) را به شدّت آزار مى داد.
در خطبه ۳۲ نهج البلاغه گوشه اى از درد دل حضرت اين است که نيکوکاران، بدکار شمرده مى شدند و ظالمان ستمگر، قهرمان ميدان بودند و هر روز بر ظلم خود مى افزودند.
هدف امام (عليه السلام) از تمام خطبه هاى نهج البلاغه تلاش مستمر براى برگرداندن نظام ارزشى عصر پيامبر(ص) است، هر چند شهادت ميان او و رسيدن به اين مقصد حائل شد.(۲)
_______________
(۱) . نهج البلاغه، خطبه دوم.
(۲) . گرد آوري از: پيام امام علي(ع)، حضرت آيت الله مکارم شيرازي، جلد۲، ص ۲۶۳

درباره‌ی صراط

cloobDonbalerLinkPadTwitterFacebookyahoo

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد