خانه » جشن » سیره فاطمی در بیان سلمان فارسی
سیره فاطمی در بیان سلمان فارسی

سیره فاطمی در بیان سلمان فارسی

بیان سیره حضرت زهرا سلام الله علیها از زبان سلمان فارسی

سلمان صحابی صالح و شایسته ای است که در بین یاران رسول خدا صلّی الله علیه و آله نقشی ممتاز و حضوری فعال در عرصه های مختلف زندگانی حضرت زهرا علیها السلام ایفا کرده است، از این رو جایگاه ویژه ای در گفتار و رفتار امیرمؤمنان و فاطمه زهرا علیها السلام دارد.

در یک نگاه جامع، عرصه های گوناگون حضور سلمان در خانه و خانواده آن دو معصوم علیه السلام را این گونه میتوان ترسیم کرد:

الف. عرصه اقتصادی

جلوه های برجسته شخصیتی سلمان، روشنای چشمگیری دارد به گونه ای که زهرای مرضیه به راحتی از وضع معیشتی و امور اقتصادی خانه خود بااو سخن میگوید و در پاره ای مواقع، پرده از تلخی ها و سختی های روزهایی از گرسنگی و ناتوانی مادی خود، علی علیه السلام و حسن علیه السلام و حسین علیه السلام بر میدارد! در حالی که شیوه همیشه آن بانو، راز داری، تحمل سختیها و سکوت دربرابردیگران بوده است، بدین خاطر از کوچکترین رفتار یا گفتاری درباره دشواری های معیشتی خودداری میکرده مبادا با شنیدن دشواری ها غباری از غم و اندوه بر قلب شوی مهربانش نشسته، آن حضرت افسرده و ناراحت شود.

عرب تازه مسلمانی در مسجد مدینه از مردم کمک خواست، پیامبر صلّی الله علیه و آله به اصحاب خود نگریست، سلمان برخاست تا تلاش کرده، نیاز آن نیازمند را برطرف سازد، اما به هر سو که روانه میشد، با دست خالی بر میگشت و با نومیدی و شرمساری به طرف مسجد حرکت کرد که ناگاه چشمانش به منزل حضرت زهرا علیها السلام افتاد با خود گفت: فاطمه و منزل فاطمه سرچشمه نیکوکاری است.
در خانه را کوبید و داستان عرب مستمند را برای دخت رسول خدا صلّی الله علیه و آله بازگو کرد. حضرت رو به او کرده فرمود:
«یا سلمان وَ الذی بعت محمَّدا بالحق نبیا! انَّ لنا ثلاثاً ما طعمنا و انّ الحسن و الحسین قد اضطربا علی من شده الجوع، ثمَّ رقدا کانّهما فرخان منتوفان و لکن لا أردُ الخیر اذا نزل بِبابی(۱)

ای سلمان! سوگند به خداوندی که حضرت محمد رابه بیامبری برگزید، سه روز است که غذا نخوردهایم و فرزندانم حسن و حسین از شدت گرسنگی بیقراری می کردند و خسته ومانده به خواب رفته اند، اما من نیکی و نیکوکاری را که در منزل مرا کوبیده است رد نمیکنم.

بی تردید، فاطمه علیها السلام در این صحنه همچون برخی صحنه ها، میتوانست با عبارتی کوتاه جواب منفی خود را بیان کند، اما سلمان را چنان امین، رازدار، همدل و همراه یافت که چونان برادر یا شوهرخویش این گونه با او درد دل میکند و حتی در پی سخن خود، رو به سلمان کرده، پیراهن خود را به او داده تا در مغازه شمعون یهودی گرو گذاشته، مقداری جو و خرما قرض بگیرد.

سلمان پس از دریافت جو و خرما به سوی منزل حضرت علیها السلام آمد و گفت:

«دختر رسول خدا! مقداری از خرما و جو را برای فرزندان گرسنه ات بردار تا با آن رفع گرسنگی کنند».

اما فاطمه در پاسخ، سخنی درس آموز و عبارتی زرین میفرماید:

«یا سلمان! هذا شیئ امضیناه لله عز و جل لسنا نأخذ منه شیئاً»(۲)

ای سلمان! این کار را فقط برای خدای بزرگ انجام دادم و هرگز از آن استفاده نخواهم کرد.

ب. عرصه خانوادگی

پژوهشی اندک در زندگانی فاطمه علیها السلام بیانگر این حقیقت است که در بین اصحاب و یاران، کمتر کسی همچون سلمان رفت و آمد بسیار در
خانه و خانواده امیرمؤمنان علیه السلام داشته است. به گونه ای که گاه چونان کمک کار و مدد رسان زهرای مرضیه علیها السلام فعالیت نموده، باری از دوش آن حضرت بر میداشته است!

او خود میگوید، روزی در خانه فاطمه بودم، دیدم آن بانو نشسته بود و آسیابی پیش روی وی قرار داشت و به وسیله آن مقداری جو آرد میکرد. ناگاه دسته آسیاب را نگاه کردم، دیدم خون آلود است و در آن سو، حسین که در آن هنگام کودک شیرخواری بود بر اثر گرسنگی به شدت گریه میکرد. رو به زهرا کرده، گفتم: ای دختر رسول خدا! چندان خود را به زحمت نینداز، فضه کنیز شما اکنون در خدمت حاضر است. -از او کمک بخواهید-
فرمود:
«رسول خدا صلّی الله علیه و آله به من سفارش فرمود تا کارهای خانه را یک روز من و روز دیگر فضه انجام دهد. دیروز نوبت فضه بود و امروز نوبت من است.»

عرض کردم: من، بنده آزاد شده شما هستم و حاضر به خدمت شما میباشم؛ یا آسیاب کردن جو را به عهده من بگذارید یا پرستاری حسین را.
فرمود:
«من برای پرستاری حسین مناسبتر هستم، تو آسیاب کردن را بر عهده گیر.»

من مقداری از جو را آسیاب کردم، ناگهان صدای اذان را شنیدم، به مسجد رفتم و نماز را با رسول خدا صلّی الله علیه و آله خواندم.

پس از نماز، ماجرا را با علی علیه السلام در میان گذاشتم. آن حضرت غمگین برخاست و به خانه رفت. سپس دیدم خندان به
مسجد بازگشت. رسول خدا صلّی الله علیه و آله علت خنده او را جویاشد. علی علیه السلام عرض کرد: نزد فاطمه رفتم، دیدم او به پشت خوابیده و حسین روی سینه وی به خواب رفته است و آسیاب پیش روی او بی آن که دستی آن را بگرداند خود به خود میچرخد.
پیامبر صلّی الله علیه و آله فرمود:
«ای علی! آیا نمیدانی که برای خدا فرشتگانی است که در زمین گردش میکنند تا به محمد و آل محمد صلّی الله علیه و آله خدمت کنند؟ این خدمتِ آنها تا روز قیامت، ادامه خواهد داشت.»(۳)

——————————————————————————–

(۱) . احقاق الحق، ج ۱۰، ص ۱۲۱؛ مقتل الحسین، ص ۷۱؛ کتاب عوالم، ج ۱۱، ص ۱۶۸؛ ریاحین الشریعه، ج ۱، ص ۱۳۲٫
(۲) . همان.
(۳) . بیت الاحزان، محدث قمی، ص ۲۰٫
برگرفته از کتاب الگوهای ناب در نگاه دخت آفتاب /احمد لقمانی

درباره‌ی صراط

cloobDonbalerLinkPadTwitterFacebookyahoo

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد